عباس قديانى
804
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
ترتيب اصطبلهاى شاهى و نگاهدارى اسبان سلطنتى و آنچه به او پيشكش مىكردند بود . ميرخواند محمد بن امير خواند شاه در سال 838 ه . ق . در بلخ بهدنيا آمد . پدرش سيد برهان الدين از اهالى بخارا بود كه به بلخ مهاجرت كرده بود . ميرخواند بيشتر عمر خود را در هرات گذراند و در همين شهر مورد محبت و توجه خاص امير عليشير نوايى قرار گرفت . ميرخواند اثر معروف خود تاريخ روضة الصفا ، سيرت الامناء و الملوك و الخلفاء را به نام آن وزير دانشمند تأليف كرد كه محتواى آن براى فهم رويدادهاى دوران سلسلهء تيمورى داراى ارزش بسيار است . اين كتاب در هفت جلد نوشته شده و با اينكه مؤلف در سال 903 ه . ق . درگذشته است مطالب جلد هفتم تا وقايع چند سال بعد از درگذشت مؤلف توسط نوهء وى خواندمير تكميل شده است . و نيز - روضة الصفا . ميرداماد ميرمحمد باقر بن محمد استرآبادى متوفى سال 1041 ه . ق . از مشاهير فلاسفه و دانشمندان زمان صفوى است . لقب داماد از پدرش كه داماد محقق ثانى بود براى او بهجاى ماند . زادگاهش استرآباد بود و در مشهد به تحصيل پرداخت و در اصفهان اقامت گزيد . نزد معاصران خود احترام زيادى داشت و مجالس درس او در نظر اهل علم بسيار مغتنم بود . صدر الدين شيرازى از مجلس درس او استفاده كرده است . ميرداماد تأليفات متعدد فلسفى و مذهبى دارد كه همه به زبان عربى نوشته شده كه از جمله مىتوان كتاب « صراط المستقيم » و « قبسات » در مسائل حكمت و « كشف الحقايق » در حكمت و دين را نام برد . ميرداماد اشعار فارسى نيز سروده و « مثنوى مشرق الانوار » از اوست . وى در اشعار خود اشراق تخلص مىكرد . ميرزا آقا خان ميرزا آقا خان كرمانى كه نام اصليش ميرزا عبد الحسين خان بود و در زمان ناصر الدين شاه قاجار متولد شد . پس از اتمام تحصيلات مرسوم ، به نوشتن مقاله در روزنامههاى مختلف پرداخت و از سياستهاى ناصر الدين شاه انتقاد كرد . سپس به عثمانى گريخت ولى بالاخره او را به تبريز برگرداندند و به دستور محمد على ميرزا كه در آن زمان وليعهد و ساكن تبريز بود ، بهقتل رسيد . ( 1314 ه . ق . ) . ميرزا ابراهيم از وزيران شاه عباس دوم صفوى . ميرزا حسن آشتيانى از علما و مجتهدين و اصوليين قرن اخير مقيم تهران و از ايثارگران شيخ مرتضى انصارى در قضيه دادن امتياز انحصار توتون و تنباكو ( رژى ) از طرف دولت به شركت انگليسى و مقاومتى كه او با ناصر الدين شاه در خصوص ابطال انحصار آن بهخرج داد به اين معنى ناصر الدين شاه حاج ميرزا حسن را به تبعيد تهديد كرد ، ميرزا منتظر اجراى تبعيد نشد و خود خواست كه از شهر بيرون برود . عامه مردم خبر شدند و جلو ميرزا را گرفتند و مانع مسافرت او گشتند و بالاخره در 16 جمادى الاولى 1309 ه . ق . شاه مجبور شد آن امتياز را ملغى نمايد .